تبليغاتX
کمی خودمانی‏تر
به دور از زندگی روزمره و فارغ از همه‏ی مشکلات زندگی، برای دلم، می‏نویسم
از سبزترین روز جهان خاطره ای با من هست 

سلام
اول:
دست همه مردم ایران درد نکنه که حماسه بزرگ 27 شهریور رو آفریدند و تکه ای بزرگ از تاریخ ایران رو سبز کردند.

دوم:
تا به حال در بیابان اطلاعات قرار گرفته اید؛ یعنی شرایطی که در آن نه تنها به اینترنت، تلفن، روزنامه و هر رسانه دیگری برای ارتباط محروم باشید. البته پاسخ همه مثبت است، به هر حال روز 23 خرداد رو همه مردم ایران به یاد دارند که حتی تلفن های ثابت هم قطع بود و امکان تماس های درون شهری هم نبود. شب 27 شهریور هم چنین روزی بود البته تلفن ها قطع نبود اما اینترنت کامل قطع یا بهتر بگویم فیلتر بود. از اون روزهایی بود که آدم برای دسترسی به یک بیت اطلاعات آزاد حاضره عمری رو پشت کامپیوتر منتظر بمونه. عطش دانستن انسان رو منتظر نگه می داره.
در این شب تقریباً با استفاده از چند فیلتر شکن توانستم وارد اکثر سایت ها بشوم حتی وارد جی میل هم شدم. با استفاده و ترکیب چند فیلتر شکن توانستم وارد وبلاگ خودم بشوم، اما بعد از نوشتن مطلب نتوانستم مطلب را بفرستم.

سوم:
امروز عید عطر اعلام شده. وقتی سعید تماس گرفت که بریم بیرون و عید رو تبریک گفت، بهش گفتم تا آقای صانعی اعلام عید نکنه ما عید نمی گیریم و حتی برای کوری چشم کودتاچیا من که تا امروز به (دلیل بیماری) روزه نگرفتم، تصمیم گرفتم این روز رو روزه بگیرم و مخالفت خودم رو بیان کنم.

چهارم:
خیلی فکر کردم برای این پست چه عنوانی انتخاب کنم که یاد شعر فریدون مشیری افتادم؛ از دل افروزترین روز جهان خاطره ای با من هست

|+| نوشته شده توسط سوسیانش در یکشنبه 1388/06/29 | موضوع:
در سحرگاه روز ایران 

سلام

چند ساعت بیشتر به روز ایران (روز قدس سابق) نمونده. روزی سبز که مردمی سبز برای حقی سبز، راهپیمایی سبزی را انجام خواهند داد. مردمی که خون سرخشان نشانی از عقیده سبزشان است.

اخبار زیادی در این روز در فضای سایبر منتشر شد که نشان از حضور مردم و ترس و تهدید کودتاچیان بود. کودتاچیانی که می دانند مردم کوتاه نیامده و نخواهند آمد و تلاش دارند به زور دگنک مردم رو خونه نشین کنن اما نباید فراموش کرد که «یدالله فوق ایدیهم»

من هم مثل همه مردم ایران در راهپیمایی روز ایران شرکت خواهم کرد تا در سبزترین روز جهان نقطه سبزی باشم و بگویم «نه غزه، نه لبنان.........جانم فدای ایران»

خانواده ام می خواهند که نروم، می ترسند، از بازداشت پسری دیگر می ترسند. پدر و مادرم بعد از بازداشت برادرانم می ترسند که مبادا من هم بازداشت بشم «دورها آوایی ست که مرا می خواند»

اگر سالم برگشتم که در همین جا یادداشتی خواهم نوشت برای خودم و در آن شنیده ها و دیده هام رو توضیح می دم. اگر بازداشت شدم بعد از بازداشتم خواهم اومد و علاوه بر دیده ها و شنیده ها، خاطرات بازداشتم رو هم توضیح خواهم داد. در حالت سوم اگر به تیر ظلم کودتاچیان کشته شدم خوشحال خواهم بود که در روزی که وعده داده شده کرده ای دارم که به خاطر اون در محضر خدا سرم رو بالا بگیرم و سینه ام رو فراخ کنم.

خورشید سرک می کشه به روزی که غروبش وامدار خون مردم ایرانه.

چنان مستم، چنان مستم من امشب که از چنبر برون جستم من امشب
چنان چیزی که در خاطر نیاید چنانستم، چنانستم من امشب
به جان تا آسمان عشق رفتم به صورت گر در این پستم من امشب

من رفتم

|+| نوشته شده توسط سوسیانش در جمعه 1388/06/27 | موضوع:
پرده پنجم 
پرده پنجم دادگاه های اعتراضات انتخابت ریاست جمهوری از قرار معلوم امروز برگزار می شه. این دادگاه ها برای همه مردم ایران آشناست و مانند چهار قسمت پیش به سریالی تخیلی می مونه که کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی اون رو کودتاچیان به عهده دارن.
این دادگاه برای خانواده من با چهار دادگاه قبل فرق داره، چرا که یکی از برادران من هم به عنوان یکی از متهمین در این دادگاه حاضره. البته برادر من هم مثل همه افراد بازداشتی برای مدنیت حرکت کرده و حداقل در این زمینه بی گناهه.
اگر تا به این لحظه ذره ای شک درباره نمایشی بودن این دادگاه ها داشتم-که خدا رو گواه می گیرم نداشتم- امروز اطمینان قلبی دارم که نمایشی و ساختگیه.
برادر من از دیروز عصر که برای پاره ای توضیحات به دادسرای انقلاب فراخونده شده بود مجهول المکانه و فقط تونسته با همسرش تماس بگیره و بگه که امشب نمیام، فردا شب هم معلوم نیست. ما که می دونیم کجاست. عادت کردیم به بی خبر و بی دلیل گرفتن، اما می خوام بدونم اگه این دادگاه ها نمایشی نیست چرا باید برادر من-به فرض خاطی بودن- شب قبل از دادگاه رو در بازداشت بگذرونه؟
نمی دونم از برادرم می خوان که چی بگه و نمی دونم برادرم تا چه حد در برابر خواسته اونا پافشاری کنه، اما می دونم برادرم نتیجه انتخابات رو قبول نداشت و هرگز هم قبول نخواهد کرد، برادر من همچنان حامی میرحسین بوده و خواهد بود، برادر من اگر چیزی غیر از این بگه مطمئنم که به خواست دلش نیست.
برادران من بی گناه دستگیر شدند، بی گناه روزهایی رو در بازداشت گذروندن، بی گناه از کار و زندگی افتادن و امروز یکی از اون ها بی گناه داره محاکمه می شه.
راستی برادر من نه با بیگانه ها ارتباط داشت و نه در زمینه انقلاب مخملی فعالیتی کرده بود.

خدا جای حق نشسته

درد دل یک برادر-سحر دوشنبه 23 شهریور
|+| نوشته شده توسط سوسیانش در دوشنبه 1388/06/23 | موضوع:
بالا