کمی خودمانیتر |
به دور از زندگی روزمره و فارغ از همهی مشکلات زندگی، برای دلم، مینویسم
|
|
|
از سبزترین روز جهان خاطره ای با من هست
سلام در سحرگاه روز ایران
سلام چند ساعت بیشتر به روز ایران (روز قدس سابق) نمونده. روزی سبز که مردمی سبز برای حقی سبز، راهپیمایی سبزی را انجام خواهند داد. مردمی که خون سرخشان نشانی از عقیده سبزشان است. اخبار زیادی در این روز در فضای سایبر منتشر شد که نشان از حضور مردم و ترس و تهدید کودتاچیان بود. کودتاچیانی که می دانند مردم کوتاه نیامده و نخواهند آمد و تلاش دارند به زور دگنک مردم رو خونه نشین کنن اما نباید فراموش کرد که «یدالله فوق ایدیهم» من هم مثل همه مردم ایران در راهپیمایی روز ایران شرکت خواهم کرد تا در سبزترین روز جهان نقطه سبزی باشم و بگویم «نه غزه، نه لبنان.........جانم فدای ایران» خانواده ام می خواهند که نروم، می ترسند، از بازداشت پسری دیگر می ترسند. پدر و مادرم بعد از بازداشت برادرانم می ترسند که مبادا من هم بازداشت بشم «دورها آوایی ست که مرا می خواند» اگر سالم برگشتم که در همین جا یادداشتی خواهم نوشت برای خودم و در آن شنیده ها و دیده هام رو توضیح می دم. اگر بازداشت شدم بعد از بازداشتم خواهم اومد و علاوه بر دیده ها و شنیده ها، خاطرات بازداشتم رو هم توضیح خواهم داد. در حالت سوم اگر به تیر ظلم کودتاچیان کشته شدم خوشحال خواهم بود که در روزی که وعده داده شده کرده ای دارم که به خاطر اون در محضر خدا سرم رو بالا بگیرم و سینه ام رو فراخ کنم. خورشید سرک می کشه به روزی که غروبش وامدار خون مردم ایرانه.
من رفتم پرده پنجم
پرده پنجم دادگاه های اعتراضات انتخابت ریاست جمهوری از قرار معلوم امروز برگزار می شه. این دادگاه ها برای همه مردم ایران آشناست و مانند چهار قسمت پیش به سریالی تخیلی می مونه که کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی اون رو کودتاچیان به عهده دارن.
این دادگاه برای خانواده من با چهار دادگاه قبل فرق داره، چرا که یکی از برادران من هم به عنوان یکی از متهمین در این دادگاه حاضره. البته برادر من هم مثل همه افراد بازداشتی برای مدنیت حرکت کرده و حداقل در این زمینه بی گناهه. اگر تا به این لحظه ذره ای شک درباره نمایشی بودن این دادگاه ها داشتم-که خدا رو گواه می گیرم نداشتم- امروز اطمینان قلبی دارم که نمایشی و ساختگیه. برادر من از دیروز عصر که برای پاره ای توضیحات به دادسرای انقلاب فراخونده شده بود مجهول المکانه و فقط تونسته با همسرش تماس بگیره و بگه که امشب نمیام، فردا شب هم معلوم نیست. ما که می دونیم کجاست. عادت کردیم به بی خبر و بی دلیل گرفتن، اما می خوام بدونم اگه این دادگاه ها نمایشی نیست چرا باید برادر من-به فرض خاطی بودن- شب قبل از دادگاه رو در بازداشت بگذرونه؟ نمی دونم از برادرم می خوان که چی بگه و نمی دونم برادرم تا چه حد در برابر خواسته اونا پافشاری کنه، اما می دونم برادرم نتیجه انتخابات رو قبول نداشت و هرگز هم قبول نخواهد کرد، برادر من همچنان حامی میرحسین بوده و خواهد بود، برادر من اگر چیزی غیر از این بگه مطمئنم که به خواست دلش نیست. برادران من بی گناه دستگیر شدند، بی گناه روزهایی رو در بازداشت گذروندن، بی گناه از کار و زندگی افتادن و امروز یکی از اون ها بی گناه داره محاکمه می شه. راستی برادر من نه با بیگانه ها ارتباط داشت و نه در زمینه انقلاب مخملی فعالیتی کرده بود. خدا جای حق نشسته درد دل یک برادر-سحر دوشنبه 23 شهریور |
|
|